دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱
چگونگي پيدايش روستاي چشناسر = شاه نشين سر
چشناسر در كتاب معاني واژه هاي گيلكي جهانگير سرتيپ پور از دو كلمه ي جِشِن و يا خَشِن گرفته شده است كه به معناي تفته و داغ و همچنین به معنی پیشرو در تعلیم و تربیت می باشد
راوی:
اکبر پیروی چشناسر معروف به داداش پیروی چشناسر
چشناسر در كتاب معاني واژه هاي گيلكي جهانگير سرتيپ پور از دو كلمه ي جِشِن و يا خَشِن گرفته شده است كه به افراد پيش رو درتعليم وتربيت و همچنين معنای تفته و داغ و به افراد زود جوش اطلاق مي شود .در گذشته به چشناسر شاه نشين سر نيزمي گفتند.
مردي به نام شيرعلي با چهار فرزند به نام هاي ۱- محمدمهدي ۲- اسماعيل ۳-غلامعلی۴- مراد وارد روستاي آسيابر شدند و در قسمت جنوبي آسيابر لنگل امروزي ساكن شدند. روایت است او از نواحی فاراب رودبار از روستایی به نام ویه به آسیابر آمده است.اما گویا پدرش اهل گَشنه رود (نام چشناسر بر گرفته از گشنه رود= گشناسر = چشناسر =شباهت G ,C) (Geshnasar= Cheshnasar) الموت غربی قزوین (پژوهش میدانی "شیرعلی پیروی چشناسر" 1392به نقل از نقدعلی کاکوهستانی در روستای کاکوهستان)و مادرش اهل ولایت فارسجین ضیاء آباد قزوین بوده است .آنها به لحاظ پشت كار فراوان و به دليل فراواني كار و كسب در آمد فراوان در اين منطقه ماندند.و چندي بعد در حاشيه رودخانه بندبن در روستاي اسطلخكيان ساكن شدندو به كار كشاورزي مشغول شدند. چون كار كردن براي مردم آنها را راضي نمي كردبه غير ازمراد بقيه برادران عازم جلگه گيلان شدند و در تازه آباد جنگاه و پناهبندان و و همچنين در حاشيه سپيد رود به كار و كشاورزي مشغول شدند.ولي "مراد پیروی چشناسر" با خريد تعداي گوسفندبه دامان سرسبز و پوشیده از بوته زارهای متنوع "شاه نشین سر" چشناسر امروزی 2 کیلومتری شمال آسیابر امروزی سکنی گزید و آنجا مشغول دامداري شد و كم كم بوته زارهاي اطراف منزل مسكوني خود را به زمين مزروعي گندم تبديل كردو نام چشناسر را بر آن می نهد و در كنار دامداري كشاورزي را نيز شروع كرد . البته برادران در تابستان با شروع گرمای شرجی گیلان دام هاي خود را به چشناسر و اطراف مي آوردند تا هم نگهداري براي آنها آسان باشد و هم از گزند گرما در امان بمانند.مي گويندمشهدي مراد خصايص كوروش كبير را دارا بو ده است .بسيار توانمند و مهربان بود. او بعد از چند سال كار توانسته بود سرمايه ي خوبي را جمع آوري كند و گوسفندان زیادی نيز خريداري نموده بود . او آنقدر در كار قابل اعتماد بود كه توانسته بود در مدت كوتاهي اعتبار بسياري نزد خوانين ديلم كسب كند و به همين جهت او و فرزندانش را خان ناميدند. مشهدي مراد بنيانگذار روستاي چشناسر است او چشناسر امروزي را كه در آن زمان تماما بوته زار و جنگل بود محل خوبي براي دامداري می دانست و بعد از عزيمت به آنجا خانه اي محقر بنا مي نمايد . او همواره به يگانه معبود خويش عشق مي ورزيد و فرايض ديني را بجا مي آورد.روایت است او برای زیارت امام رضا ع با پای پیاده از چشناسر به یکی از بنادر دریای خزر مسافرت و از آنجا با لنج تا بندر ترکمن و سپس به مشهد مقدس عزیمت نموده است که این مسافرت وی یک الي دو ماه به طول انجامیده بود به همين خاطر بعضي از افراد تابستان نشين شمال چشناسر با او دوست شدند و يكي از آنها كربلايي بشر دوست نام داشت .كه صدايي رسا و زيبايي داشته كه وقتي در چشناسر اذان مي گفته آسيابري ها از فاصله ی ۲ کیلو متری به خوبي صدايش را مي شنيدند .
روايت است مشهدي مراد بعد از فوت پدرش او را در تپه اي در شمال شرقي چشناسر امروزي به خاك مي سپارد و بعد از گذشت سي سال و رعايت شرع اسلامي به دليل وصيت پدرش او را در جوار حضرت معصومه (س) در قم به خاك مي سپارد.
بعد گذشت چندين سال سكونت در چشناسر به خاطر خلق و خوي نيك و همچنين ثروت اندوزي فراوان گالش ها و اشكوري ها جذب او مي شوند ودر كار كشاورزي و دامداري فقط به شرط امرار معاش با او كار مي كردند.او زمين هاي فراواني خريداري نمود و آنها را به ثبت رسانيد كه جزو اولين نفراتي بود كه در منطقه زمين هايش را ثبت رسمي كرده است .كه امروزه هر چه مردم روستاي ۱۵ خانواري چشناسر دارند به لطف تلاش هاي بي وقفه و شبانه روزي مشهدي مراد است .
مي گويند در زماني كه سكه هاي نقره اي فراواني به وزن تقريبي سيزده من يا ۱۰۰ كيلو گرم جمع كرده بود در يك ظرف گذاشت و جايي مخفي كرده بود كه از گزند راه زنان در امان باشد ولي يكي از نزديكانش سكه ها را برمي دارد و شبانه به جلگه ی گيلان مي گريزد و با كالاهاي بي ارزشي مبادله مي كند . روايت است كه با آن سكه هاي ميشد تمام املاك منطقه را خريداري كرد؟؟؟!!! خريداران سكه كه در حقارت زندگي ميكردند بعدا تبديل به خان هايي شدند كه وصف آن در اين مجال نمي گنجد.
مرادعلی پیروی چشناسر داراي ۴ فرزند پسر به نام های ۱- محمدعلی خان پیروی چشناسر ۲- آدینه خان پیروی چشناسر ۳- احمد خان پیروی چشناسر ۴- طالش خان پیروی چشناسر و ۸ فرزند دختر به نام های ۱- حسنی خانم پیروی چشناسر همسرمرحوم ملا شریف محمودی۲ -اصلی خانم پیروی چشناسر همسرمرحوم گل آقا پیروی چشناسر ۳ - حنیفه خانم پیروی چشناسر همسرمرحوم محمدحسین حق بین چشناسر ۴- ننه خانم پیروی چشناسر همسرمرحوم مهرعلی روشن قیاس ۵-کوچک خانم پیروی چشناسر همسر کاس آقا اسماعیلی آسیابر ۶ - زری خانم پیروی چشناسر همسرمرحوم میرزانصراله بلوکی اسپیلی ۷- بزرگ خانم پیروی چشناسر همسر مرحوم غلامرضا عبدالله زاده آسیابر ۸- فیروزه خانم پیروی چشناسر همسر مرحوم رمضانعلی پدیدار اسپیلی بوده است.
او بعد سپري كردن سال هايي مملو از كار و تلاش در سال 1322 خورشیدی دار فاني را وداع نموده است . مقبره ي او در جوار بقعه ي متبركه (؟) رزدره دیلمان مي باشد كه بعد از زلزله دلخراش سال ۶۹ بر اثر تخريب بخشي از ساختمان مسجد-مقبره ي وي نيز از نظرها پنهان شد. بي توجهي چشناسري ها به اين موضوع قابل تأمل است .....؟؟!!خدايش بيامرزد.
